تبلیغات
علمدار کربلا - مطالب زندگی حضرت عباس
 
علمدار کربلا
چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

به خوبی روشن نیست که جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، در چه سالی، ازدواج نموده است، ولی نظر به این که آن حضرت، هنگام شهادت پدر بزرگوارش، حضرت امیرمؤمنان، امام علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام، حدود چهارده سال داشت، می‏توان حدس زد که ازدواج آن‏ حضرت، در عصر امامت حضرت امام حسن مجتبی علیه‏السلام، صورت گرفته است.

حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، با «لبابه»، دختر «عبیدالله بن عباس» - که پسرعموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود، - ازدواج کرد، «لبابه»، از بانوان ارجمند بود، و از حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، دارای دو فرزند پسر، به نام‏های «فضل‏الله» و «عبیدالله» شد. نسل حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، از جانب «عبیدالله» ادامه یافت و در میان این نسل مبارک، راد مردان بزرگ، عالمان سترگ، و فقیهان برجسته‏ای وجود دارند، مانند:

ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در این جا، بسیار مناسب است که یکی از کرامت‏هایی را که بیانگر تجلیل و تکریم جناب بقیة الله الاعظم، حجة بن الحسن، حضرت امام زمان علیه‏السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف، از مقام شامخ جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت‏ ابوالفضل العباس علیه‏السلام است، ذکر کنیم.

از عالم ربانی، فقیه اهل بیت، مرجع تقلید شیعیان، حضرت آیة الله العظمی، آقای سید شهاب الدین نجفی مرعشی (رضوان الله تعالی علیه)، نقل شده است که آن بزرگوار فرمود:

یکی از علمای نجف اشرف - که برای مدتی به شهر مقدس قم آمده بود، - برای من نقل کرد و گفت: 

من، گرفتار مشکلی بودم، برای برطرف شدن آن، به مسجد مقدس جمکران رفتم.

من، در آن مکان مقدس، در عالم معنا، درد دلم را به حضرت ولی عصر علیه‏السلام عرض کرده، و از آن حضرت خواستم که در درگاه خداوند متعال، وساطت و شفاعت نماید، تا مشکل من، برطرف گردد.

من، برای این منظور، به طور مکرر، به مسجد مقدس جمکران رفتم ولی نتیجه‏ای نگرفتم، تا این که در روزی از روزها، هنگام خواندن نماز در آن مسجد مقدس، دلم شکست و با همان دل شکسته، خطاب به حضرت امام زمان علیه‏السلام، عرض کردم:

«مولا جان» آیا جایز است که من، اضافی در محضر شما باشم، و به دیگری متوسل بشوم؟!

شما، امام من هستید، آیا برای من، زشت نیست که با وجود امام معصوم، حتی به علمدار کربلا، حضرت قمر بنی‏هاشم علیه‏السلام متوسل شده و آن حضرت را نزد خداوند متعال شفیع قرار دهم»؟!

آن‏گاه من، از شدت ناراحتی، بین خواب و بیداری قرار گرفتم.

 

من، در آن حال، ناگهان با چهره‏ی نورانی قلب عالم امکان، حضرت امام زمان علیه‏السلام، روبرو شدم، و بی درنگ، به آن حضرت، سلام دادم.

آن‏گاه، حضرت امام عصر علیه‏السلام، جواب سلام مرا داد، و سپس، خطاب به من فرمود:

«نه تنها زشت نیست و من، ناراحت نمی‏شوم که به علمدار کربلا، متوسل بشوی، بلکه من، تو را راهنمائی نیز می‏کنم که هنگام توسل به علمدار کربلا، چه بگویی!

هنگامی که تو، برای روا شدن حاجت خود، به حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام متوسل شدی، چنین بگو:

یا أباالغوث! أدرکنی!

یعنی: ای پدر پناه جویان! مرا دریاب»!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در فرازی از زیارت ناحیه‏ی مقدسه از جانب جناب امام هادی، علی بن محمد النقی علیهماالسلام شرف صدور پیدا کرده است، خطاب به جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، چنین می‏خوانیم:

«السلام علی أبی‏الفضل العباس بن امیرالمؤمنین علیه‏السلام:

المواسی أخاه بنفسه!

الآخذ لغده من أمسه!

الفادی له!

الواقی!

الساعی إلیه بمائه!

المقطوعة یداه»!

یعنی: «سلام بر حضرت ابوالفضل العباس، پسر حضرت امیرمؤمنان علیه‏السلام: 

1. آن کسی که با کمال مواسات، ایثار و برادری، جان عزیز خود را نثار برادر بزرگوارش، حضرت امام حسین علیه‏السلام کرد.

2. آن کسی که از دیروز و دنیای خود، برای فردا و آخرت خود، بهره گرفت، (یعنی: دنیا را وسیله‏ی آخرت، قرار داد).

3. آن کسی که فداکارانه، خود را فدای برادر عزیز و بزرگوارش نمود.

4. آن کسی که نگهدارنده‏ی دین و نگهبان سپاه حضرت امام حسین علیه‏السلام بود.

5. آن کسی که برای آب رسانی به سوی لب تشنگان، بسیار تلاش نمود.

6. آن کسی که دو دست مطهر و نازنینش، در راه خداوند متعال، قطع گردید».

لازم به یادآوری است:

با توجه به تاریخ این واقعه - که مطابق نقل کتاب شریف بحارالأنوار، جناب علامه‏ی بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی قدس‏سره، ج 45، ص 65 - در سال 252 هجری قمری، و در عصر امامت حضرت امام هادی علیه‏السلام رخ داده است، این نکته فهمیده می‏شود که منظور از ناحیه‏ی مقدسه، ناحیه‏ی مقدسه‏ی حضرت امام هادی علیه‏السلام می‏باشد.

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در حدیثی شریف چنین آمده است:

جناب کشاف حقایق، امام به حق ناطق، رئیس مذهب حقه‏ی شیعه، حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام، درباره‏ی جلالت و عظمت مقام جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام فرموده است:

«کان عمنا العباس بن علی علیهماالسلام:

نافذ البصیرة.

صلب الایمان.

جاهد مع أبی‏عبدالله علیه‏السلام.

و أبلی بلاء حسنا.

و مضی شهیدا».

یعنی: «عموی ما حضرت عباس بن علی علیهماالسلام:

1. دارای بصیرتی نافذ و بینشی کارگر بود.

2. دارای ایمانی با صلابت، محکم و استوار بود.

3. همراه حضرت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام به جهاد و پیکار با دشمنان اسلام پرداخت.

4. به خوبی از عهده‏ی آزمایش سخت الهی، برآمد.

5. سرانجام به فوز شهادت نائل آمد».

در فرازی از زیارت نامه‏ای که از جانب حضرت امام جعفرصادق علیه السلام، درباره‏ی جناب قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، شرف صدور پیدا کرده است، چنین می‏خوانیم:

«السلام علیک ایها العبد الصالح، المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین صلی الله علیهم و سلم.

السلام علیک و رحمة الله و برکاته و مغفرته و رضوانه، علی روحک و بدنک.

أشهد و أشهد الله أنک مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله، المناصحون له فی جهاد أعدائه، المبالغون فی نصرة أولیائه، الذابون عن أحبائه.

فجزاک الله أفضل الجزاء و اکثر الجزاء و اوفر الجزاء و أوفی جزاء أحد ممن و فی ببیعته و استجاب له دعوته و أطاع ولاة أمره».

یعنی: «سلام بر تو، ای بنده‏ی شایسته، و پیرو فرمان خداوند متعال، پیرو فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امیرمؤمنان و امام حسن و امام حسین که صلوات و سلام خداوند متعال، بر آنان باد!

سلام بر تو باد! و رحمت خداوند متعال، برکاتش، مغفرتش، و رضوانش بر روح (مقدس) و بدن (مطهر) تو باد!

من خود، گواهی می‏دهم، و خداوند متعال را نیز گواه می‏گیرم که تو همانند جنگجویان مسلمان جنگ بدر، و مجاهدان در راه خداوند متعال، از این دنیا رفتی. همان مجاهدانی که در جهاد با دشمنان، خیر خواه دین بودند، و آخرین کوشش خود را در یاری اولیای خداوند متعال، نمودند، و به خوبی، از حریم دوستان خداوند متعال، به دفاع برخاستند. خداوند متعال، به تو بهترین و بیش‏ترین و کامل‏ترین پاداشی را که به یکی از افرادی که به بیعتش با خداوند متعال وفا کرده، دعوت خداوند متعال را اجابت نموده، و از والیان امر (یعنی: امامان معصوم علیهم‏السلام) خود، اطاعت می‏کند، عطاء فرماید»!

در فراز دیگری از این زیارتنامه، چنین می‏خوانیم:

«أشهد أنک قد بالغت فی النصیحة و أعطیت غایة المجهود، فبعثک الله فی الشهداء، و جعل روحک مع أرواح السعداء و أعطاک من جنانه أفسحها منزلا و أفضلها غرفا و رفع ذکرک فی العالمین فی علیین، و حشرک مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا».

یعنی: «من، گواهی می‏دهم که در خیرخواهی امت، نهایت سعی و تلاش خود را به کار گرفتی، و تا آخرین توان خود، برای پیروزی دین الهی، اهتمام ورزیدی، تا این که خداوند متعال، تو را در مقام رفیع شهیدان، بر انگیخت، و روح تو را، با ارواح سعادتمندان پیشگاه خداوند متعال، محشور نمود و خداوند متعال، از میان بهشت‏های خود، عالی‏ترین و شکوهمندترین جایگاهش را به تو عطا فرمود، و نام تو را در بلندترین و با شکوه‏ترین جایگاه‏های جهانیان (در دنیا و آخرت)، بلند کرد، و تو را با پیامبران، صادقان، شهیدان و صالحان که برترین رفیقان هستند، محشور فرمود»!

و بالأخره، حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام، در فراز پایانی، زیارتنامه‏ی جناب قمر بنی‏هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، چنین می‏فرماید:

«أشهد أنک لم تهن و لم تنکل، و أنک مضیت علی بصیرة من أمرک، مقتدیا بالصالحین و متبعا للنبیین».

یعنی: «من، گواهی می‏دهم که تو، در امر دینت، هیچ‏گونه سستی نکردی، و در برابر دشمن، باز نایستادی، و به درستی که تو، با کمال بصیرت و آگاهی، از دنیا رفتی، در حالی که به صالحان، اقتدا نموده، و از پیامبران الهی علیهماالسلام، پیروی کردی».

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در حدیث شریفی، چنین آمده است:

جناب سید الساجدین، زین‏العابدین، حضرت امام علی بن الحسین علیهماالسلام، درباره‏ی جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام فرمود:

«رحم الله العباس!

فلقد اثر و أبلی و فدی أخاه بنفسه، حتی قطعت یداه، فأبدل الله - عزوجل - بهما جناحین یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة، کما جعل لجعفر بن أبی‏طالب علیه‏السلام. 

و إن للعباس عندالله - عزوجل - منزلة [لمنزلة خ ل] یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة».

یعنی: «خداوند متعال، رحمت کند، عمویم عباس علیه‏السلام را!

آن حضرت، ایثار کرد، دچار آزمایش و گرفتاری بزرگ گردید، حفظ برادر بزرگوارش را بر حفظ جان خود، مقدم نمود، و جان شیرین خود را فدای برادر بزرگوارش کرد، تا آنجا که دو دست مبارکش، از بدن مطهرش جدا شد!

خداوند متعال، به جای آن دو دست، دو بال در بهشت به آن حضرت می‏دهد، که همچون جعفر طیار علیه‏السلام، با فرشتگان در فضای بهشت، به پرواز درمی آید.

و از برای عمویم عباس علیه‏السلام، در روز قیامت، مقامی آن چنان با شکوه است که همه‏ی شهیدان به آن مقام شامخ، غبطه می‏خورند».

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

جناب سیدالشهداء، حضرت امام حسین علیه‏السلام، در مناسبت‏های گوناگونی، از شأن و مقام والای حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام تجلیل نموده است که ما در این جا، فقط به ذکر یک نمونه از آنها، بسنده می‏کنیم:

در روز نهم ماه محرم سال شصت و یک هجری قمری (روز تاسوعا) سربازان سپاه یزید، از هر سو، به طرف خیمه‏های حضرت امام حسین علیه‏السلام، حمله‏ور شدند، تا اصحاب و اهل بیت آن حضرت را به محاصره‏ی خود در آورند.

در آن هنگام، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، با مشاهده‏ی آن صحنه، شتابان خود را نزد حضرت امام حسین علیه‏السلام رسانیده و خطاب به آن حضرت، عرض کرد: «آنها، به سوی شما می‏آیند»!

حضرت امام حسین علیه‏السلام، نگاهی لبریز از مهر و عطوفت به برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام نموده و فرمود:

«إرکب! بنفسی أنت! یا أخی! حتی تسألهم عما جاءهم».

یعنی: «برادرم! جانم به فدایت سوار بر اسب شو، نزد آنها (سپاه دشمن) برو، و از مقاصد (و علت آمدن) ایشان، آگاه شو»!

آری، عظمت و جلالت حضرت قمر بنی هاشم علیه‏السلام، تا بدان جاست که حجت خداوند متعال بر روی زمین (یعنی حضرت امام حسین علیه‏السلام)، از روی لطف و علاقه، به آن حضرت، «فدایت شوم!» می‏گوید!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در حدیث شریفی آمده است:

در روز قیامت، جناب نبی اکرم، حضرت ختمی مرتبت، محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، به جناب امیرالمؤمنین حضرت امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: «به فاطمه‏ی زهراء علیهاالسلام بگو: در این اوضاع هراس انگیز و وحشت‏زا، برای نجات شیعیان چه داری»؟!

[آن‏گاه، حضرت امام علی علیه‏السلام، پیام نورانی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به حضرت زهراء علیهاالسلام ابلاغ می‏کند].

سپس، حضرت فاطمه‏ی زهراء علیهاالسلام، در پاسخ می‏فرماید:

«یا امیرالمؤمنین!

کفانا لأجل هذا المقام، الیدان المقطوعتان، من ابنی العباس»!

یعنی: «ای امیرمؤمنان!

برای شفاعت و نجات شیعیان، از عذاب جهنم، دو دست بریده‏ی فرزندم عباس علیه‏السلام برای ما، کافی است»!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

بدون شک، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام که از همان کودکی، زورق نشین دریای بی‏کران علم و معرفت بود، همچون ماه تابان، از خورشید ولایت، حضرت امام علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام، نور می‏گرفت، به فراستی عمیق، و درکی شگرف و دقتی چشمگیر، نائل آمد.

در حدیث شریفی، چنین آمده است:

جناب امیرمؤمنان، حضرت امام علی علیه‏السلام، در مورد نبوغ علمی و دانش فراوان فرزند بزرگوارش، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، چنین فرموده است: 

«إنه زق العلم زقا»!

یعنی: «بدون تردید، او در دوران کودکی، علم و دانش را از پستان امامت، چشیده است»!

در روایت مبارکه‏ای، آمده است:

حضرت امیرمؤمنان امام علی علیه‏السلام، درباره‏ی حضرت ابوالفضل علیه‏السلام فرمود: «عباس علیه‏السلام، در پیشگاه خداوند متعال، دارای مقام ارجمندی است! خداوند متعال، به جای دو دست [که در روز عاشورا، فدا کرد،] دو بال به او می‏دهد، و او، با آن دو بال، همچون جعفر طیار، همراه فرشتگان، در فضای بهشت، پرواز می‏کند».

در روایت مبارکه‏ی دیگری آمده است:

در آن هنگام که جناب امیرالمؤمنین، حضرت امام علی علیه‏السلام در بستر شهادت آرمیده بود، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام را نزد خود طلبید.

پس از آن که حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، نزد پدر بزرگوار خود حاضر شد، حضرت امیرمؤمنان علیه‏السلام آن بزرگوار را به سینه‏ی مبارک خود چسبانید و خطاب به آن بزرگوار فرمود:

«ولدی!

و ستقر عینی بک فی یوم القیامة».

یعنی: «فرزندم!

به زودی، چشم من، در روز قیامت، به وسیله‏ی تو، روشن می‏گردد».

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در ضمن یکی از رؤیاهای صادقانه، - که توسط یکی از علمای بزرگ نقل شده، - چنین آمده است که:

جناب نبی اکرم، حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، خطاب به حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام فرمود:

«أقر الله عینک!

فأنت باب‏الحوائج!

و اشفع لمن شئت»!

یعنی: «خداوند متعال، چشم تو را روشن گرداند!

 


تو، باب‏الحوائج هستی!

و از هر کسی خواستی، شفاعت کن»!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

از آنجا که حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، بر اثر فداکاری بزرگ، ایثار سترگ و جهاد خالصانه و شجاعانه‏ی خود در راه خداوند متعال، در روز عاشورا، آن هم تحت فرمان جناب سیدالشهداء، حضرت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام، و نیز به دلیل برخورداری از ارزش‏های والای اخلاقی، آن هم در بالاترین درجه‏ی ممکن، دارای مقامی بسیار ارجمند و رفیع و آبرویی مخصوص و منیع گردید، توسل به ذیل عنایت آن حضرت، موجب روا شدن حاجت حاجتمندان و باعث برآورده شدن نیاز نیازمندان است، زیرا پذیرش شفاعت آن حضرت، در درگاه خداوند متعال، یک امر قطعی و تردید ناپذیر است.

در این باره، از قدیم و ندیم، هزاران هزار نفر از ارادتمندان آن حضرت، در اقصی نقاط عالم، با توسل به آن حضرت به خواسته‏های خود رسیده و حاجت روا شده‏اند، از این رو، آن حضرت، در میان ارادتمندان خود عموما، در میان شیعیان خصوصا، ملقب به لقب مبارک «باب‏الحوائج» گردیده‏اند.

لازم به ذکر است که به تجربه‏ی بسیار ثابت شده که نذر کردن بر حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، و مادر بزرگوارش حضرت ام‏البنین علیهاالسلام و توسل به ذیل عنایت آن دو بزرگوار، حاجتمندان را حاجت روا نموده و آنان را به مقصودشان رسانده است.

این نکته نیز جالب توجه است که بعضی از علماء فرموده‏اند:

کلمه‏ی «عباس»، بر اساس حساب حروف ابجد، معادل عدد یکصد و سی و سه (133) است، و اگر کسی پس از نماز روز جمعه به حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام متوسل شده و این ذکر را 133 بار بگوید، با امید به فضل خداوند متعال، به خواسته‏ی خود خواهد رسید:

«یا کاشف الکرب عن وجه الحسین علیه‏السلام!

اکشف کربی، بحق أخیک الحسین علیه‏السلام»!

یعنی: «ای برطرف کننده‏ی اندوه از چهره‏ی امام حسین علیه‏السلام! اندوه مرا برطرف نما، به حق برادرت امام حسین علیه‏السلام»!...

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

اصولا یکی از ارزشهای والای انسانی و اسلامی، رعایت ادب است، چه رعایت ادب در محضر خداوند متعال، چه در برابر فرامین نورانی الهی، چه در برابر انبیاء عظام الهی علیهم‏السلام، چه در برابر ائمه‏ی هدی علیهم‏السلام چه در برابر همه انسان‏های دیگر، و چه در حالات گوناگون زندگی.

آری، ادب، یکی از مهم‏ترین عوامل و بزرگ‏ترین ارکان شخصیت معنوی و نیز زینت و زیور، برای اخلاق هر انسانی به شمار می‏رود.

در حدیث شریفی از حضرت امام علی علیه‏السلام خطاب به فرزند دلبند خود، حضرت امام حسن مجتبی علیه‏السلام، چنین می‏خوانیم:

«یا بنی! الأدب:

لقاح العقل.

و ذکاء القلب.

و عنوان الفضل».

یعنی: «پسرم! ادب:

1. مایه‏ی بارور شدن خرد.

2. موجب بیداری دل.

3. و سرفصل فضیلت و ارزش است».

ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

اگر کسی در سیره و تاریخ زندگانی حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، اندکی مطالعه نماید، بدون تردید، به این نکته و مطلب مهم، اعتراف خواهد کرد که آن حضرت، دارای همه‏ی صفات لازمه، برای یک انسان الهی وارسته از هوی و دل بسته‏ی به خدا بود، به گونه‏ای که از فضایل فراوان ارزشی در وجود آن‏ حضرت، امور ذیل را به عنوان نمونه، می‏توان نام برد:

1. علم و دانش سرشار.

2. معرفت و بینش فراوان.

3. یقین و باور درونی.

4. اخلاص در حد بسیار بالا و مثال زدنی.

5. صداقت و راستی در گفتار و کردار.

6. تقوا و پرهیزگاری بسیار عالی.

7. زهد و پارسایی نسبت به امور دنیوی.

8. شجاعت و دلاوری فوق العاده.

9. رعایت شدید ادب در برابر خداوند متعال و انبیا و اولیای او علیهم‏السلام.

10. عفت و پاکدامنی از هر گونه آلودگی.

11. جود و بخشش فراوان.

12. کرم و بزرگواری خیلی زیاد.

13. حیا و نجابت قابل ستایش.

14. ایثار و فداکاری بی‏نظیر.

15. وفاداری نسبت به همه‏ی ارزشها.

16. اخلاق حسنه و خوی خوش.

17. عطوفت و مهربانی شگفت انگیز.

18. صلابت و قاطعیت تمام در برابر دشمنان حق.

19. اطاعت و سر سپردگی کامل در برابر فرامین خداوند متعال.

20. زمان شناسی و انجام وظایف خود، در بهترین و مناسب‏ترین زمان لازم.

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، دارای لقب‏های فراوانی است که هر یک از آن‏ها اشاره به یک صفت مهم از صفات متعالی و نورانی و ارزشمند، در وجود مبارک آن حضرت دارد، از جمله‏ی آن لقب‏های مبارکه، می‏توان موارد زیر را نام برد: 

1. قمر بنی‏الهاشم، (یعنی: ماه فرزندان هاشم).

2. باب‏الحوائج، (یعنی: دری که خداوند متعال، از آن، نیازهای نیازمندان را برآورده می‏کند).

3. الشهید: (یعنی: کسی که در راه خداوند متعال، به شهادت رسید).

4. العبد الصالح: (یعنی: بنده‏ی شایسته‏ی خداوند متعال).

5. السقاء: (یعنی: کسی که به تشنگان، بسیار آبرسانی می‏کند).

6. الساقی: (یعنی: آب دهنده به تشنگان).

7. المستجار: (یعنی پناهگاه بی پناهان).

8. حامی الضعینة: (یعنی: حمایت کننده‏ی بانوان هودج نشین).

9. الفادی: (یعنی: فداکار و از جان گذشته).

10. الضیغم: (یعنی: شیر ژیان و چابک).

11. المؤثر: (یعنی: ایثارگر).

12. ظهر الولایة: (یعنی: پشتیبان امامت و ولایت).

13. الواقی: (یعنی: نگهبان و نگهدارنده).

14. الأطلس: (یعنی: دلاور و دریا دل).

15. باب الحسین علیه‏السلام: (یعنی دربان، پیشکار، و واسطه‏ی میان مردم و حضرت امام حسین علیه‏السلام.

16. الساعی: (یعنی: تلاشگر).

17. البطل العلقمی: (یعنی: قهرمان نهر علقمه).

18. قائد الجیش: (یعنی: فرمانده لشکر).

19. الضرغام: (یعنی: شیر ژیان و چابک).

20. کبش الکتیبه: (یعنی: سردار پیشتاز سپاه).

21. حامل اللواء: (یعنی: پرچمدار).

22. المواسی: (یعنی: دلداری دهنده).

23. الصدیق: (یعنی: در اوج صداقت و راستی و درستی).

24. نافذ البصیرة: (یعنی: دارای بصیرتی نافذ و بینشی کارگر).

25. صلب الایمان: (یعنی: دارای ایمانی با صلابت و استوار).

26. المجاهد: (یعنی: جهاد کننده و تلاش‏گر در راه خداوند متعال).

27. المقطوعة یداه: (یعنی: کسی که دو دستش، در راه خداوند متعال، از تنش جدا گردیده است).

28. ابوالقربة: (یعنی: پدر و سرپرست مشک‏های آب).

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

جناب فاطمه، دختر حزام بن خالد کلبی، معروف به «ام‏البنین» علیهاالسلام، مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام است.

 

جناب ام‏البنین علیها السلام، از بانوان پاک سرشت، مهربان، دلاور و با معرفت بود، به همین دلیل، هنگامی که آن بزرگوار، به عنوان همسر جناب امیرالمؤمنین امام علی علیه‏السلام، به منزل آن حضرت وارد شد، به عنوان «فاطمه‏ی ثانی» و «مادر دوم»، برای فرزندان عزیز و ارجمند حضرت فاطمه‏ی زهراء علیهاالسلام، بود، به طوری که آن بزرگواران را بر فرزندان خود، مقدم می‏داشت.

روایت شده است:

هنگامی که جناب ام‏البنین علیهاالسلام به منزل حضرت امام علی علیه‏السلام وارد شد، حضرت امام حسن علیه‏السلام و حضرت امام حسین علیه‏السلام، بر اثر بیماری، بستری بودند، آن بزرگوار، با دیدن این صحنه، کمر به خدمت آن دو امام معصوم علیهماالسلام بسته و مانند مادر مهربان و دلسوز، از آن عزیزان فاطمه علیهاالسلام، پرستاری نمود. 

از جناب عالم ربانی، زین‏الدین، معروف به شهید ثانی، (رضوان الله تعالی علیه) - متوفای سال 965 هجری قمری - نقل شده است که آن بزرگوار، درباره‏ی بزرگی مقام حضرت ام‏البنین علیهاالسلام، می‏نویسد: جناب ام‏البنین علیهاالسلام، از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود، نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت، و خود را وقف خدمت به آن بزرگواران، نموده بود.

افراد خاندان نبوت نیز برای جناب ام‏البنین علیهاالسلام، جایگاه والایی قائل بودند، به آن جناب، احترام مخصوصی می‏نمودند، در روزهای عید، به احترام آن جناب، به دیدنش رفته، به آن جناب ادای احترام می‏کردند.

حضرت زینب کبرا علیهاالسلام، شریک نهضت کربلایی حضرت امام حسین علیه‏السلام، پس از بازگشت از سفر کربلا به مدینه، به محضر جناب ام‏البنین علیهاالسلام تشریف برده و شهادت فرزندان دلبند آن جناب را به ایشان، تسلیت گفتند.

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

نام مبارک آن حضرت، «عباس» علیه‏السلام است.

نام مبارک پدر بزرگوار آن حضرت، جناب مولی الموحدین، امام المتقین، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، امام علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام، وصی بلا فصل جناب نبی اکرم، حضرت ختمی مرتبت، حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، و امام اول شیعیان جهان می‏باشد.

نام مبارک مادر بزرگوار آن حضرت، حضرت فاطمه علیهاالسلام معروف به «ام البنین»، دختر «حزام بن خالد کلبی» است.

زمان ولادت مبارک آن حضرت، - بنا برمشهور - روز چهارم، از ماه شعبان، سال بیست و شش هجری قمری، می‏باشد.

مکان ولادت مبارک آن حضرت، شهر مقدس مدینه‏ی منوره، در کشور عربستان (حجاز) می‏باشد.

آن حضرت، دارای لقب‏های فراوانی است که از جمله‏ی آنها می‏توان «قمر بنی‏هاشم» و «باب‏الحوائج» را نام برد.

آن حضرت، دارای کنیه‏های متعددی است که از جمله‏ی آنها، «ابوالفضل» و «ابوفاضل» را می‏توان نام برد.

 


مدت عمر شریف و با برکت آن حضرت، سی و چهار سال و پنج ماه و شش روز، (بر اساس تاریخ و سال و ماه قمری،) می‏باشد.

زمان شهادت مظلومان و افتخار آفرین آن حضرت، روز دهم از ماه محرم الحرام، سال شصت و یک هجری قمری می‏باشد.

مکان شهادت جانگداز و غرور آفرین آن حضرت، کنار نهر علقمه، در سرزمین کربلا، از شهرهای کشور عراق می‏باشد.

آن حضرت، هنگام شهادت، مقام سپهداری و پرچمداری سپاه حضرت امام حسین علیه‏السلام را عهده دار بود.

قاتلان آن حضرت - طبق زیارت ناحیه‏ی مقدسه - «یزید بی رقاء جهنی» و «حکیم بن طفیل طایی»، می‏باشند.

مرقد آن حضرت در کربلای معلا است که دارای گنبد و بارگاه و صحن و سرای ملکوتی و بزرگ بوده و در تمام طول سال عموما و در ایام دهه‏ی عاشورای حسینی علیه‏السلام، خصوصا، محل زیارت زائران بی شماری است که از اقصی نقاط عالم به آن مکان مقدس مشرف شده و پروانه‏وار گرد شمع ضریح مطهر آن حضرت طواف نموده و بر مظلومیت آن حضرت اشک ماتم ریخته، جسم و جان خود را جلا و صفا داده و پس از گرفتن حوائج مادی و معنوی خود، آن مکان مقدس را به امید زیارتی دیگر به سوی وطن خود ترک می‏کنند.

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : فرود باقری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :