تبلیغات
علمدار کربلا - مطالب خرداد 1390
 
علمدار کربلا
سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : فرود باقری

آنچه پیش از ورود گویند:

سلام خدا و سلام فرشتگان مقربش و پیامبران فرستاده‏اش و بندگان شایسته‏اش و همه‏ی شهیدان و راست کرداران و گزیدگان پاکیزه جان به هر صبح و شب بر تو ای پسر امیر مؤمنان. درباره‏ی تو به تسلیم و باور وفاداریت و دوستی با جانشین پیامبر فرستاده و فرزند برگزیده و رهنمای دانشمند و وصایت‏دار ابلاغگر و مظلوم ستم دیده شهادت می‏دهم. خدای از سوی پیامبرش و امیر مؤمنان و حسن و حسین صلوات الله علیهم - بهترین پاداش را از بهر آنچه [برش] صبر کردی و امید پاداش بردی و یاری کردی دهادت [که] خوش خانه‏ی آخرتی [باشدت] . نفرین خدای بر آن که کشتت و نفرین خدای بر آن که حق تو نشناخت و حرمت تو خوار شمرد و نفرین خدای بر آن که خود را میان تو و آب فرات انداخت. شهادت می‏دهم که تو مظلوم کشته شدی و خدای آنچه وعده‏تان داده وفا خواهد کرد. تا به تو آمدم ای پسر امیر مؤمنان که سویتان فرستاده‏اندم و قلبم تسلیم و پیرو شما است و من [نیز] پیرو شمایم و یاریم برای شما مهیا است. تا خدای حکم فرماید و او بهترین حکم فرما است. و با شمایم. با شما؛ نه با دشمنانتان. من به شما و باز آمدنتان ایمان دارم و با آن کس که با شما ستیزه جست و جنگید رو در رویم. خدای

 

مردمانی را بکشد که با شما به دست و زبان جنگیدند.

و آنچه چون وارد شوند گویند:

سلام بر تو ای بنده‏ی شایسته سر سپرده‏ی خدای و رسولش و امیر مؤمنان و حسن و حسین - صلی الله علیهم و سلم - سلام و مهر خدای و برکتش و بخشایش و بهشتش بر تو و بر روحت و بر تنت. من شهادت می‏دهم و خدای را به شهادت می‏خوانم که تو بر [راهی] گذشتی که بدریان و مجاهدان راه خدای، اهل خلوص در جنگ با دشمنانش، کوشندگان به یاری اولیائش، و پاسداران دوستانش بر آن گذشتند. خدای پاداشت دهاد. برترین پاداش، و بیشترین پاداش، و فراوان‏ترین پاداش. و ماندنی‏ترین پاداش که به کسی از پایداران بر بیعتش و پاسخ‏دهندگان دعوت فرمانبران ولی امرش می‏دهد. شهادت می‏دهم که تو در دوستی خالصت بسیار کوشیدی و سعی کردی به تمام. خدای میان شهیدان برانگیزاندت و روحت را همدم روح سعادتمندان قرار دهاد و از بهشتش گشاده‏ترین جای و نیکوترین خانه‏ها را دهد و نامت را در فراز بهشت بلند کند و با پیامبران و راست‏کرداران و شهیدان و شایستگان محشورت کند که اینان خوش دوستانیند. شهادت می‏دهم که تو نه سستی نشان دادی و نه بدعهدی کردی؛ و تو با بینش از کار [مطلوب طبع] خود در گذشتی؛ پیرو شایستگان [بودی] و دنباله‏روی پیامبران. خدای ما و تو و پیامبرش و اولیائش را در جایگاه اهل اطمینان و خشوع جمع کند که او مهربان‏ترین مهربانان است.

و آنچه پس از نماز بالا سر گویند:

 

خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در این جایگاه به کرامت ستوده و شهادت‏گاه سترگ بهر من گناهی که نابخشوده باشیش و اندوهی که ناگشوده باشیش و بیماریی که شفایش نداده باشی و کاستیی که نپوشیده باشیش و روزیی که جمعش نکرده باشی و [یار] غایبی که نگاهش نداری و [به من] نزدیکش نکنی و خواسته‏ای از خواسته‏های دنیا و آخرت - که بدان راضی باشی و مرا در آن خیری باشد - که بر نیاوریش باقی مگذار، ای مهربان‏ترین مهربانان.

و آنچه پیش پا گویند:

سلام بر تو ای ابوالفضل عباس پسر امیر مؤمنان. سلام بر تو ای پسر سید الوصیین سلام بر تو ای پسر اولین مردمان به اسلام و پیش‏ترینشان به ایمان و پاینده‏ترینشان بر دین خدای و درست‏ترینشان در اسلام. شهادت می‏دهم در دوستی خدای و پیامبرش و برادرت خلوص ورزیدی و بهترین برادر یاری‏کننده بودی. نفرین خدای بر مردمانی که کشتندت و نفرین خدای بر مردمانی که بر تو ستم کردند و نفرین خدای بر مردمانی که از تو حلال شمردن حرام‏ها را خواستند و [با کشتنت] حرمت اسلام را شکستند؛ [ای] بهترین شکیبای جهادگر حمایت‏کننده‏ی یاور، و برادر مدافع برادرش، و اجابت‏کننده‏ی فرمان پروردگارش، و شتابنده به آنچه دیگران از آن دوری جویند، از ثواب بزرگ و [یا از] ستایش زیبا. و خدای به جایگاه پدرانت در بهشت خوشگوار رساندت. بار خدایا؛ به زیارت اولیائت از سر میل به ثوابت و امید به بخشایشت و احسان بزرگت شتافتم؛ و از تو می‏طلبم که بر محمد و خاندان پاکش درود فرستی و روزیم را به [عنایت] ایشان بسیار کنی و خوشیم را به ایشان برقرار و زیارتم را از [عنایت] ایشان پذیرفته و زندگیم را با [حضور] ایشان پاکیزه کنی و مرا تا مرتبت اکرام‏شدگان برسانی، و از آنان قرارم دهی که از زیارت شهادت گاه دوستانت دیگر گونه شوند و رستگار و حاجت روا و در خور بخشایش گناهان و پوشش کاستی‏ها و زدودن غم‏ها. که تو اهل تقوا و اهل بخشایشی.

و آنچه گاه وداع گویند:

به خدا می‏سپارمت و از او خواهم که نگاهت دارد و سلامت می‏رسانم. به خدای و پیامبرش و کتابش و آنچه از نزد خدای آمده است ایمان داریم. پس بار خدایا ما را در شاهدان بنگار. خدایا این را آخرین باری نکن که به دیدار قبر پسر برادر پیامبرت - صلی الله علیه و اله - می‏آیم. و دیدارش را تا هر گاه که باشم روزیم کن. و با او و با پدرانش در بهشت محشورم کن و میان من و او و پیامبرت و اولیائت آشنایی بینداز. بار خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر ایمان به خودت و بر تصدیق پیامبرت و ولایت علی بن ابی‏طالب و امامان زاده‏ی او - علیهم‏السلام - بمیرانم و بر بیزاری از دشمنشان. بار آفریدگار من! هان که من بدین راضی شدم. و خدای بر محمد و خاندان محمد درود فرستد.





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : فرود باقری

آنچه پیش از ورود گویند:

سلام الله و سلام ملائکته المقربین و أنبیائه المرسلین و عباده الصالحین و جمیع الشهداء و الصدیقین و الزاکیات الطیبات فیما تغتدی و تروح علیک یابن امیرالمؤمنین اشهد لک بالتسلیم و التصدیق و الوفاء و النصیحة لخلف النبی صلی الله علیه و آله المرسل و السبط المنتجب و الدلیل العالم و الوصی المبلغ و المظلوم المهتضم فجزاک الله عن رسوله و عن امیر المؤمنین و عن الحسن و الحسین صلوات الله علیهم افضل الجزاء بما صبرت و احتسبت و اعنت فنعم عقبی الدار لعن الله من قتلک و لعن الله من جهل حقک و استخف بحرمتک و لعن الله من حال بینک و بین ماء الفرات اشهد انک قتلت مظلوما و ان الله منجز لکم ما وعدکم جئتک یابن امیر المؤمنین وافدا الیکم و قلبی مسلم لکم و تابع و انا لکم تابع و نصرتی لکم معدة حتی یحکم الله و هو خیر الحاکمین فمعکم معکم لا مع عدوکم انی بکم و بایابکم من المؤمنین و بمن خالفکم و قتلکم من الکافرین قتل الله امة قتلکم بالایدی و الالسن.

 

 

و آنچه چون وارد شوند گویند:

السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیر المؤمنین و الحسن و الحسین صلی الله علیهم و سلم السلام علیک و رحمة الله و برکاته و مغفرته و رضوانه و علی روحک و بدنک اشهد و اشهد الله انک مضیت علی ما مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله المناصحون له فی جهاد اعدائه المبالغون فی نصرة اولیائه الذابون عن احبائه فجزاک الله افضل الجزاء و أکثر الجزاء و اوفر الجزاء و اوفی جزاء احد ممن و فی ببیعته و استجاب له دعوته و اطاع ولاة امرة اشهد انک قد بالغت فی النصیحة و اعطیت غایة المجهود فبعثک الله فی الشهداء و جعل روحک مع ارواح السعداء و اعطاک من جنانه افسحها منزلا و افضلها غرفا و رفع ذکرک فی علیین و حشرک مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا أشهد انک لم تهن و لم تنکل و انک مضیت علی بصیرة من امرک مقتدیا بالصالحین و متبعا للنبیین فجمع الله بیننا و بینک و بین رسوله و اولیائه فی منازل المخبتین فانه ارحم الراحمین

و آنچه پس از نماز بالای سر گویند:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و لا تدع لی فی هذا المکان المکرم و المشهد المعظم ذنبا الا غفرته و لا هما الا فرجته و لا مرضا الا شفیته و لا عیبا الا سترته و لا رزقا الا بسطته و لا خوفا

 

 

الا امنته و لا شملا الا جمعته و لا غائبا الا حفظته و ادنیته و لا حاجة من حوائج الدنیا و الاخرة لک فیها رضی ولی فیها صلاح الا قضیتها یا ارحم الراحمین.

و آنچه پیش پا گویند:

السلام علیک یا اباالفضل العباس بن امیر المؤمنین السلام علیک یابن سید الوصیین السلام علیک یابن اول القوم اسلاما و اقدمهم ایمانا و اقومهم بدین الله و احوطهم علی الاسلام اشهد لقد نصحت لله و لرسوله و لأخیک فنعم الأخ المواسی فلعن الله امة قتلتک و لعن الله امة ظلمتک و لعن الله امة استحلت منک المحارم و انتهکت حرمة الاسلام فنعم الصابر المجاهد المحامی الناصر و الاخ الدافع عن اخیه المجیب الی طاعة ربه الراغب فیما زهد فیه غیره من الثواب الجزیل و الثناء الجمیل و الحقک الله بدرجة ابائک فی جنات النعیم اللهم انی تعرضت لزیارة اولیائک رغبة فی ثوابک و جاء لمغفرتک و جزیل احسانک فاسئلک ان تصلی علی محمد و آله الطاهرین و ان تجعل رزقی بهم دارا و عیشی بهم قارا و زیارتی بهم مقبولة و حیوتی بهم طیبة و ادرجنی ادراج المکرمین و اجعلنی ممن ینقلب من زیارة مشاهد احبائک مفلحا منجحا قد استوجب غفران الذنوب و ستر العیوب و کشف الکروب انک اهل التقوی و اهل المغفرة

و آنچه گاه وداع گویند:

 

 

استودعک الله و استرعیک و اقرء علیک السلام امنا بالله و برسوله و بکتابه و بما جآء به من عندالله اللهم فاکتبنا مع الشاهدین اللهم لا تجعله اخر العهد من زیارتی قبر ابن اخی رسولک صلی الله علیه و آله و ارزقنی زیارته ابدا ما ابقیتنی و احشرنی معه و مع آبائه فی الجنان و عرف بینی و بینه و بین رسولک و اولیائک اللهم صل علی محمد و آل محمد و توفنی علی الایمان بک و التصدیق برسولک و الولایة لعلی بن ابی‏طالب و الائمة من ولده علیهم السلام و البرائة من عدوهم فانی قد رضیت یا ربی بذلک و صلی الله علی محمد و آل محمد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : فرود باقری

همه مورخان و گزارشگران، داستان شهادت حضرت عباس علیه‏السلام را کم و زیاد و با تفاوتها جزئی، نقل کرده‏اند. داستان شهادت آن حضرت علیه‏السلام طبق کتاب منتهی الآمال حاج شیخ عباس قمی (طاب ثراه) به شرح ذیل است:

حضرت عباس علیه‏السلام که اکبر اولاد ام‏البنین علیهاالسلام و پسر چهارم امیرالمؤمنین علیه‏السلام بود و کنیتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لوای امام حسین علیه‏السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتی زیبا داشت که او را ماه بنی‏هاشم می‏گفتند و چندان جسیم و بلند بالا بود که بر پشت اسب قوی و فربه بر نشستی پای مبارکش به زمین می‏کشیدی. او را از مادر و پدر سه برادر بود که هیچکدام را فرزند نبود. ابوالفضل علیه‏السلام اول ایشان را به جنگ فرستاد تا کشته‏ی ایشان را ببیند و ادراک اجر مصائب ایشان فرماید.

پس از شهادت برادران عباس علیه‏السلام، چون آن جناب تنهایی برادر خود امام حسین علیه‏السلام را دید به خدمت برادر آمده عرض کرد: ای برادر! آیا رخصت می‏فرمایی که جان خود را فدای تو گردانم؟ 

حضرت علیه‏السلام از استماع سخن جانسوز او به گریه آمد و گریه سختی نمود، پس فرمود: ای برادر تو صاحب لوای منی چون تو نمانی کس با من نماند. ابوالفضل علیه‏السلام عرض کرد سینه‏ام تنگ شده و از زندگانی دنیا سیر گشته‏ام و اراده کرده‏ام که از این جماعت منافقین خونخواهی خود کنم. حضرت امام حسین علیه‏السلام فرمود: پس الحال که عازم سفر آخرت گردیده‏ای، پس طلب کن از برای این کودکان کمی از آب، پس حضرت عباس علیه‏السلام حرکت فرمود و در برابر صفوف لشکر ایستاد و لوای نصیحت و موعظت افراشت و هر چه توانست پند و نصیحت کرد و کلمات آن بزرگوار اصلا در قلب آن سنگدلان اثر نکرد.

لاجرم حضرت عباس علیه‏السلام به خدمت برادر شتافت و آنچه از لشکر دید به عرض برادر رسانید. کودکان این بدانستند و نالیدند و ندای العطش العطش درآوردند، جناب عباس علیه‏السلام بی‏تابانه سوار بر اسب شده و نیزه بر دست گرفت و مشگی برداشت و آهنگ فرات نمود شاید که آبی به دست آورد. پس چهار هزار تن که موکل بر شریعه‏ی فرات بودند دور جناب را احاطه کردند و تیرها به چله کمان نهاده و به جانب او انداختند. جناب عباس علیه‏السلام که از پستان شجاعت شیر مکیده چون شیر شمیده بر ایشان حمله کرد و رجز خواند:

لا ارهب الموت اذ الموت زقا

حتی اواری فی المصالیت لقا

نفسی لنفس المصطفی الطهر وقا

انی انا العباس اغدوا بالسقا

و لا اخاف الشر یوم الملتقی‏

[من از مرگ هراسی ندارم آن هنگام که مرا به سوی خود می‏خواند، تا زمانی که میان مردان کارآزموده قرار بگیرم و در خاک غلتیده شوم، جان من فدای جان پاک مصطفی باد! من عباس هستم که با مشگ می‏آیم و در روز نبرد از شر دشمن هیچ ترسی ندارم.]



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : فرود باقری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :