تبلیغات
علمدار کربلا
 
علمدار کربلا
سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : فرود باقری

آنچه پیش از ورود گویند:

سلام خدا و سلام فرشتگان مقربش و پیامبران فرستاده‏اش و بندگان شایسته‏اش و همه‏ی شهیدان و راست کرداران و گزیدگان پاکیزه جان به هر صبح و شب بر تو ای پسر امیر مؤمنان. درباره‏ی تو به تسلیم و باور وفاداریت و دوستی با جانشین پیامبر فرستاده و فرزند برگزیده و رهنمای دانشمند و وصایت‏دار ابلاغگر و مظلوم ستم دیده شهادت می‏دهم. خدای از سوی پیامبرش و امیر مؤمنان و حسن و حسین صلوات الله علیهم - بهترین پاداش را از بهر آنچه [برش] صبر کردی و امید پاداش بردی و یاری کردی دهادت [که] خوش خانه‏ی آخرتی [باشدت] . نفرین خدای بر آن که کشتت و نفرین خدای بر آن که حق تو نشناخت و حرمت تو خوار شمرد و نفرین خدای بر آن که خود را میان تو و آب فرات انداخت. شهادت می‏دهم که تو مظلوم کشته شدی و خدای آنچه وعده‏تان داده وفا خواهد کرد. تا به تو آمدم ای پسر امیر مؤمنان که سویتان فرستاده‏اندم و قلبم تسلیم و پیرو شما است و من [نیز] پیرو شمایم و یاریم برای شما مهیا است. تا خدای حکم فرماید و او بهترین حکم فرما است. و با شمایم. با شما؛ نه با دشمنانتان. من به شما و باز آمدنتان ایمان دارم و با آن کس که با شما ستیزه جست و جنگید رو در رویم. خدای

 

مردمانی را بکشد که با شما به دست و زبان جنگیدند.

و آنچه چون وارد شوند گویند:

سلام بر تو ای بنده‏ی شایسته سر سپرده‏ی خدای و رسولش و امیر مؤمنان و حسن و حسین - صلی الله علیهم و سلم - سلام و مهر خدای و برکتش و بخشایش و بهشتش بر تو و بر روحت و بر تنت. من شهادت می‏دهم و خدای را به شهادت می‏خوانم که تو بر [راهی] گذشتی که بدریان و مجاهدان راه خدای، اهل خلوص در جنگ با دشمنانش، کوشندگان به یاری اولیائش، و پاسداران دوستانش بر آن گذشتند. خدای پاداشت دهاد. برترین پاداش، و بیشترین پاداش، و فراوان‏ترین پاداش. و ماندنی‏ترین پاداش که به کسی از پایداران بر بیعتش و پاسخ‏دهندگان دعوت فرمانبران ولی امرش می‏دهد. شهادت می‏دهم که تو در دوستی خالصت بسیار کوشیدی و سعی کردی به تمام. خدای میان شهیدان برانگیزاندت و روحت را همدم روح سعادتمندان قرار دهاد و از بهشتش گشاده‏ترین جای و نیکوترین خانه‏ها را دهد و نامت را در فراز بهشت بلند کند و با پیامبران و راست‏کرداران و شهیدان و شایستگان محشورت کند که اینان خوش دوستانیند. شهادت می‏دهم که تو نه سستی نشان دادی و نه بدعهدی کردی؛ و تو با بینش از کار [مطلوب طبع] خود در گذشتی؛ پیرو شایستگان [بودی] و دنباله‏روی پیامبران. خدای ما و تو و پیامبرش و اولیائش را در جایگاه اهل اطمینان و خشوع جمع کند که او مهربان‏ترین مهربانان است.

و آنچه پس از نماز بالا سر گویند:

 

خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در این جایگاه به کرامت ستوده و شهادت‏گاه سترگ بهر من گناهی که نابخشوده باشیش و اندوهی که ناگشوده باشیش و بیماریی که شفایش نداده باشی و کاستیی که نپوشیده باشیش و روزیی که جمعش نکرده باشی و [یار] غایبی که نگاهش نداری و [به من] نزدیکش نکنی و خواسته‏ای از خواسته‏های دنیا و آخرت - که بدان راضی باشی و مرا در آن خیری باشد - که بر نیاوریش باقی مگذار، ای مهربان‏ترین مهربانان.

و آنچه پیش پا گویند:

سلام بر تو ای ابوالفضل عباس پسر امیر مؤمنان. سلام بر تو ای پسر سید الوصیین سلام بر تو ای پسر اولین مردمان به اسلام و پیش‏ترینشان به ایمان و پاینده‏ترینشان بر دین خدای و درست‏ترینشان در اسلام. شهادت می‏دهم در دوستی خدای و پیامبرش و برادرت خلوص ورزیدی و بهترین برادر یاری‏کننده بودی. نفرین خدای بر مردمانی که کشتندت و نفرین خدای بر مردمانی که بر تو ستم کردند و نفرین خدای بر مردمانی که از تو حلال شمردن حرام‏ها را خواستند و [با کشتنت] حرمت اسلام را شکستند؛ [ای] بهترین شکیبای جهادگر حمایت‏کننده‏ی یاور، و برادر مدافع برادرش، و اجابت‏کننده‏ی فرمان پروردگارش، و شتابنده به آنچه دیگران از آن دوری جویند، از ثواب بزرگ و [یا از] ستایش زیبا. و خدای به جایگاه پدرانت در بهشت خوشگوار رساندت. بار خدایا؛ به زیارت اولیائت از سر میل به ثوابت و امید به بخشایشت و احسان بزرگت شتافتم؛ و از تو می‏طلبم که بر محمد و خاندان پاکش درود فرستی و روزیم را به [عنایت] ایشان بسیار کنی و خوشیم را به ایشان برقرار و زیارتم را از [عنایت] ایشان پذیرفته و زندگیم را با [حضور] ایشان پاکیزه کنی و مرا تا مرتبت اکرام‏شدگان برسانی، و از آنان قرارم دهی که از زیارت شهادت گاه دوستانت دیگر گونه شوند و رستگار و حاجت روا و در خور بخشایش گناهان و پوشش کاستی‏ها و زدودن غم‏ها. که تو اهل تقوا و اهل بخشایشی.

و آنچه گاه وداع گویند:

به خدا می‏سپارمت و از او خواهم که نگاهت دارد و سلامت می‏رسانم. به خدای و پیامبرش و کتابش و آنچه از نزد خدای آمده است ایمان داریم. پس بار خدایا ما را در شاهدان بنگار. خدایا این را آخرین باری نکن که به دیدار قبر پسر برادر پیامبرت - صلی الله علیه و اله - می‏آیم. و دیدارش را تا هر گاه که باشم روزیم کن. و با او و با پدرانش در بهشت محشورم کن و میان من و او و پیامبرت و اولیائت آشنایی بینداز. بار خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر ایمان به خودت و بر تصدیق پیامبرت و ولایت علی بن ابی‏طالب و امامان زاده‏ی او - علیهم‏السلام - بمیرانم و بر بیزاری از دشمنشان. بار آفریدگار من! هان که من بدین راضی شدم. و خدای بر محمد و خاندان محمد درود فرستد.





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : فرود باقری

آنچه پیش از ورود گویند:

سلام الله و سلام ملائکته المقربین و أنبیائه المرسلین و عباده الصالحین و جمیع الشهداء و الصدیقین و الزاکیات الطیبات فیما تغتدی و تروح علیک یابن امیرالمؤمنین اشهد لک بالتسلیم و التصدیق و الوفاء و النصیحة لخلف النبی صلی الله علیه و آله المرسل و السبط المنتجب و الدلیل العالم و الوصی المبلغ و المظلوم المهتضم فجزاک الله عن رسوله و عن امیر المؤمنین و عن الحسن و الحسین صلوات الله علیهم افضل الجزاء بما صبرت و احتسبت و اعنت فنعم عقبی الدار لعن الله من قتلک و لعن الله من جهل حقک و استخف بحرمتک و لعن الله من حال بینک و بین ماء الفرات اشهد انک قتلت مظلوما و ان الله منجز لکم ما وعدکم جئتک یابن امیر المؤمنین وافدا الیکم و قلبی مسلم لکم و تابع و انا لکم تابع و نصرتی لکم معدة حتی یحکم الله و هو خیر الحاکمین فمعکم معکم لا مع عدوکم انی بکم و بایابکم من المؤمنین و بمن خالفکم و قتلکم من الکافرین قتل الله امة قتلکم بالایدی و الالسن.

 

 

و آنچه چون وارد شوند گویند:

السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیر المؤمنین و الحسن و الحسین صلی الله علیهم و سلم السلام علیک و رحمة الله و برکاته و مغفرته و رضوانه و علی روحک و بدنک اشهد و اشهد الله انک مضیت علی ما مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله المناصحون له فی جهاد اعدائه المبالغون فی نصرة اولیائه الذابون عن احبائه فجزاک الله افضل الجزاء و أکثر الجزاء و اوفر الجزاء و اوفی جزاء احد ممن و فی ببیعته و استجاب له دعوته و اطاع ولاة امرة اشهد انک قد بالغت فی النصیحة و اعطیت غایة المجهود فبعثک الله فی الشهداء و جعل روحک مع ارواح السعداء و اعطاک من جنانه افسحها منزلا و افضلها غرفا و رفع ذکرک فی علیین و حشرک مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا أشهد انک لم تهن و لم تنکل و انک مضیت علی بصیرة من امرک مقتدیا بالصالحین و متبعا للنبیین فجمع الله بیننا و بینک و بین رسوله و اولیائه فی منازل المخبتین فانه ارحم الراحمین

و آنچه پس از نماز بالای سر گویند:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و لا تدع لی فی هذا المکان المکرم و المشهد المعظم ذنبا الا غفرته و لا هما الا فرجته و لا مرضا الا شفیته و لا عیبا الا سترته و لا رزقا الا بسطته و لا خوفا

 

 

الا امنته و لا شملا الا جمعته و لا غائبا الا حفظته و ادنیته و لا حاجة من حوائج الدنیا و الاخرة لک فیها رضی ولی فیها صلاح الا قضیتها یا ارحم الراحمین.

و آنچه پیش پا گویند:

السلام علیک یا اباالفضل العباس بن امیر المؤمنین السلام علیک یابن سید الوصیین السلام علیک یابن اول القوم اسلاما و اقدمهم ایمانا و اقومهم بدین الله و احوطهم علی الاسلام اشهد لقد نصحت لله و لرسوله و لأخیک فنعم الأخ المواسی فلعن الله امة قتلتک و لعن الله امة ظلمتک و لعن الله امة استحلت منک المحارم و انتهکت حرمة الاسلام فنعم الصابر المجاهد المحامی الناصر و الاخ الدافع عن اخیه المجیب الی طاعة ربه الراغب فیما زهد فیه غیره من الثواب الجزیل و الثناء الجمیل و الحقک الله بدرجة ابائک فی جنات النعیم اللهم انی تعرضت لزیارة اولیائک رغبة فی ثوابک و جاء لمغفرتک و جزیل احسانک فاسئلک ان تصلی علی محمد و آله الطاهرین و ان تجعل رزقی بهم دارا و عیشی بهم قارا و زیارتی بهم مقبولة و حیوتی بهم طیبة و ادرجنی ادراج المکرمین و اجعلنی ممن ینقلب من زیارة مشاهد احبائک مفلحا منجحا قد استوجب غفران الذنوب و ستر العیوب و کشف الکروب انک اهل التقوی و اهل المغفرة

و آنچه گاه وداع گویند:

 

 

استودعک الله و استرعیک و اقرء علیک السلام امنا بالله و برسوله و بکتابه و بما جآء به من عندالله اللهم فاکتبنا مع الشاهدین اللهم لا تجعله اخر العهد من زیارتی قبر ابن اخی رسولک صلی الله علیه و آله و ارزقنی زیارته ابدا ما ابقیتنی و احشرنی معه و مع آبائه فی الجنان و عرف بینی و بینه و بین رسولک و اولیائک اللهم صل علی محمد و آل محمد و توفنی علی الایمان بک و التصدیق برسولک و الولایة لعلی بن ابی‏طالب و الائمة من ولده علیهم السلام و البرائة من عدوهم فانی قد رضیت یا ربی بذلک و صلی الله علی محمد و آل محمد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 17 خرداد 1390 :: نویسنده : فرود باقری

همه مورخان و گزارشگران، داستان شهادت حضرت عباس علیه‏السلام را کم و زیاد و با تفاوتها جزئی، نقل کرده‏اند. داستان شهادت آن حضرت علیه‏السلام طبق کتاب منتهی الآمال حاج شیخ عباس قمی (طاب ثراه) به شرح ذیل است:

حضرت عباس علیه‏السلام که اکبر اولاد ام‏البنین علیهاالسلام و پسر چهارم امیرالمؤمنین علیه‏السلام بود و کنیتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لوای امام حسین علیه‏السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتی زیبا داشت که او را ماه بنی‏هاشم می‏گفتند و چندان جسیم و بلند بالا بود که بر پشت اسب قوی و فربه بر نشستی پای مبارکش به زمین می‏کشیدی. او را از مادر و پدر سه برادر بود که هیچکدام را فرزند نبود. ابوالفضل علیه‏السلام اول ایشان را به جنگ فرستاد تا کشته‏ی ایشان را ببیند و ادراک اجر مصائب ایشان فرماید.

پس از شهادت برادران عباس علیه‏السلام، چون آن جناب تنهایی برادر خود امام حسین علیه‏السلام را دید به خدمت برادر آمده عرض کرد: ای برادر! آیا رخصت می‏فرمایی که جان خود را فدای تو گردانم؟ 

حضرت علیه‏السلام از استماع سخن جانسوز او به گریه آمد و گریه سختی نمود، پس فرمود: ای برادر تو صاحب لوای منی چون تو نمانی کس با من نماند. ابوالفضل علیه‏السلام عرض کرد سینه‏ام تنگ شده و از زندگانی دنیا سیر گشته‏ام و اراده کرده‏ام که از این جماعت منافقین خونخواهی خود کنم. حضرت امام حسین علیه‏السلام فرمود: پس الحال که عازم سفر آخرت گردیده‏ای، پس طلب کن از برای این کودکان کمی از آب، پس حضرت عباس علیه‏السلام حرکت فرمود و در برابر صفوف لشکر ایستاد و لوای نصیحت و موعظت افراشت و هر چه توانست پند و نصیحت کرد و کلمات آن بزرگوار اصلا در قلب آن سنگدلان اثر نکرد.

لاجرم حضرت عباس علیه‏السلام به خدمت برادر شتافت و آنچه از لشکر دید به عرض برادر رسانید. کودکان این بدانستند و نالیدند و ندای العطش العطش درآوردند، جناب عباس علیه‏السلام بی‏تابانه سوار بر اسب شده و نیزه بر دست گرفت و مشگی برداشت و آهنگ فرات نمود شاید که آبی به دست آورد. پس چهار هزار تن که موکل بر شریعه‏ی فرات بودند دور جناب را احاطه کردند و تیرها به چله کمان نهاده و به جانب او انداختند. جناب عباس علیه‏السلام که از پستان شجاعت شیر مکیده چون شیر شمیده بر ایشان حمله کرد و رجز خواند:

لا ارهب الموت اذ الموت زقا

حتی اواری فی المصالیت لقا

نفسی لنفس المصطفی الطهر وقا

انی انا العباس اغدوا بالسقا

و لا اخاف الشر یوم الملتقی‏

[من از مرگ هراسی ندارم آن هنگام که مرا به سوی خود می‏خواند، تا زمانی که میان مردان کارآزموده قرار بگیرم و در خاک غلتیده شوم، جان من فدای جان پاک مصطفی باد! من عباس هستم که با مشگ می‏آیم و در روز نبرد از شر دشمن هیچ ترسی ندارم.]



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

به خوبی روشن نیست که جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، در چه سالی، ازدواج نموده است، ولی نظر به این که آن حضرت، هنگام شهادت پدر بزرگوارش، حضرت امیرمؤمنان، امام علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام، حدود چهارده سال داشت، می‏توان حدس زد که ازدواج آن‏ حضرت، در عصر امامت حضرت امام حسن مجتبی علیه‏السلام، صورت گرفته است.

حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، با «لبابه»، دختر «عبیدالله بن عباس» - که پسرعموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود، - ازدواج کرد، «لبابه»، از بانوان ارجمند بود، و از حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، دارای دو فرزند پسر، به نام‏های «فضل‏الله» و «عبیدالله» شد. نسل حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، از جانب «عبیدالله» ادامه یافت و در میان این نسل مبارک، راد مردان بزرگ، عالمان سترگ، و فقیهان برجسته‏ای وجود دارند، مانند:

ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در این جا، بسیار مناسب است که یکی از کرامت‏هایی را که بیانگر تجلیل و تکریم جناب بقیة الله الاعظم، حجة بن الحسن، حضرت امام زمان علیه‏السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف، از مقام شامخ جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت‏ ابوالفضل العباس علیه‏السلام است، ذکر کنیم.

از عالم ربانی، فقیه اهل بیت، مرجع تقلید شیعیان، حضرت آیة الله العظمی، آقای سید شهاب الدین نجفی مرعشی (رضوان الله تعالی علیه)، نقل شده است که آن بزرگوار فرمود:

یکی از علمای نجف اشرف - که برای مدتی به شهر مقدس قم آمده بود، - برای من نقل کرد و گفت: 

من، گرفتار مشکلی بودم، برای برطرف شدن آن، به مسجد مقدس جمکران رفتم.

من، در آن مکان مقدس، در عالم معنا، درد دلم را به حضرت ولی عصر علیه‏السلام عرض کرده، و از آن حضرت خواستم که در درگاه خداوند متعال، وساطت و شفاعت نماید، تا مشکل من، برطرف گردد.

من، برای این منظور، به طور مکرر، به مسجد مقدس جمکران رفتم ولی نتیجه‏ای نگرفتم، تا این که در روزی از روزها، هنگام خواندن نماز در آن مسجد مقدس، دلم شکست و با همان دل شکسته، خطاب به حضرت امام زمان علیه‏السلام، عرض کردم:

«مولا جان» آیا جایز است که من، اضافی در محضر شما باشم، و به دیگری متوسل بشوم؟!

شما، امام من هستید، آیا برای من، زشت نیست که با وجود امام معصوم، حتی به علمدار کربلا، حضرت قمر بنی‏هاشم علیه‏السلام متوسل شده و آن حضرت را نزد خداوند متعال شفیع قرار دهم»؟!

آن‏گاه من، از شدت ناراحتی، بین خواب و بیداری قرار گرفتم.

 

من، در آن حال، ناگهان با چهره‏ی نورانی قلب عالم امکان، حضرت امام زمان علیه‏السلام، روبرو شدم، و بی درنگ، به آن حضرت، سلام دادم.

آن‏گاه، حضرت امام عصر علیه‏السلام، جواب سلام مرا داد، و سپس، خطاب به من فرمود:

«نه تنها زشت نیست و من، ناراحت نمی‏شوم که به علمدار کربلا، متوسل بشوی، بلکه من، تو را راهنمائی نیز می‏کنم که هنگام توسل به علمدار کربلا، چه بگویی!

هنگامی که تو، برای روا شدن حاجت خود، به حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام متوسل شدی، چنین بگو:

یا أباالغوث! أدرکنی!

یعنی: ای پدر پناه جویان! مرا دریاب»!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در فرازی از زیارت ناحیه‏ی مقدسه از جانب جناب امام هادی، علی بن محمد النقی علیهماالسلام شرف صدور پیدا کرده است، خطاب به جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، چنین می‏خوانیم:

«السلام علی أبی‏الفضل العباس بن امیرالمؤمنین علیه‏السلام:

المواسی أخاه بنفسه!

الآخذ لغده من أمسه!

الفادی له!

الواقی!

الساعی إلیه بمائه!

المقطوعة یداه»!

یعنی: «سلام بر حضرت ابوالفضل العباس، پسر حضرت امیرمؤمنان علیه‏السلام: 

1. آن کسی که با کمال مواسات، ایثار و برادری، جان عزیز خود را نثار برادر بزرگوارش، حضرت امام حسین علیه‏السلام کرد.

2. آن کسی که از دیروز و دنیای خود، برای فردا و آخرت خود، بهره گرفت، (یعنی: دنیا را وسیله‏ی آخرت، قرار داد).

3. آن کسی که فداکارانه، خود را فدای برادر عزیز و بزرگوارش نمود.

4. آن کسی که نگهدارنده‏ی دین و نگهبان سپاه حضرت امام حسین علیه‏السلام بود.

5. آن کسی که برای آب رسانی به سوی لب تشنگان، بسیار تلاش نمود.

6. آن کسی که دو دست مطهر و نازنینش، در راه خداوند متعال، قطع گردید».

لازم به یادآوری است:

با توجه به تاریخ این واقعه - که مطابق نقل کتاب شریف بحارالأنوار، جناب علامه‏ی بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی قدس‏سره، ج 45، ص 65 - در سال 252 هجری قمری، و در عصر امامت حضرت امام هادی علیه‏السلام رخ داده است، این نکته فهمیده می‏شود که منظور از ناحیه‏ی مقدسه، ناحیه‏ی مقدسه‏ی حضرت امام هادی علیه‏السلام می‏باشد.

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در حدیثی شریف چنین آمده است:

جناب کشاف حقایق، امام به حق ناطق، رئیس مذهب حقه‏ی شیعه، حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام، درباره‏ی جلالت و عظمت مقام جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام فرموده است:

«کان عمنا العباس بن علی علیهماالسلام:

نافذ البصیرة.

صلب الایمان.

جاهد مع أبی‏عبدالله علیه‏السلام.

و أبلی بلاء حسنا.

و مضی شهیدا».

یعنی: «عموی ما حضرت عباس بن علی علیهماالسلام:

1. دارای بصیرتی نافذ و بینشی کارگر بود.

2. دارای ایمانی با صلابت، محکم و استوار بود.

3. همراه حضرت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام به جهاد و پیکار با دشمنان اسلام پرداخت.

4. به خوبی از عهده‏ی آزمایش سخت الهی، برآمد.

5. سرانجام به فوز شهادت نائل آمد».

در فرازی از زیارت نامه‏ای که از جانب حضرت امام جعفرصادق علیه السلام، درباره‏ی جناب قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، شرف صدور پیدا کرده است، چنین می‏خوانیم:

«السلام علیک ایها العبد الصالح، المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین صلی الله علیهم و سلم.

السلام علیک و رحمة الله و برکاته و مغفرته و رضوانه، علی روحک و بدنک.

أشهد و أشهد الله أنک مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله، المناصحون له فی جهاد أعدائه، المبالغون فی نصرة أولیائه، الذابون عن أحبائه.

فجزاک الله أفضل الجزاء و اکثر الجزاء و اوفر الجزاء و أوفی جزاء أحد ممن و فی ببیعته و استجاب له دعوته و أطاع ولاة أمره».

یعنی: «سلام بر تو، ای بنده‏ی شایسته، و پیرو فرمان خداوند متعال، پیرو فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امیرمؤمنان و امام حسن و امام حسین که صلوات و سلام خداوند متعال، بر آنان باد!

سلام بر تو باد! و رحمت خداوند متعال، برکاتش، مغفرتش، و رضوانش بر روح (مقدس) و بدن (مطهر) تو باد!

من خود، گواهی می‏دهم، و خداوند متعال را نیز گواه می‏گیرم که تو همانند جنگجویان مسلمان جنگ بدر، و مجاهدان در راه خداوند متعال، از این دنیا رفتی. همان مجاهدانی که در جهاد با دشمنان، خیر خواه دین بودند، و آخرین کوشش خود را در یاری اولیای خداوند متعال، نمودند، و به خوبی، از حریم دوستان خداوند متعال، به دفاع برخاستند. خداوند متعال، به تو بهترین و بیش‏ترین و کامل‏ترین پاداشی را که به یکی از افرادی که به بیعتش با خداوند متعال وفا کرده، دعوت خداوند متعال را اجابت نموده، و از والیان امر (یعنی: امامان معصوم علیهم‏السلام) خود، اطاعت می‏کند، عطاء فرماید»!

در فراز دیگری از این زیارتنامه، چنین می‏خوانیم:

«أشهد أنک قد بالغت فی النصیحة و أعطیت غایة المجهود، فبعثک الله فی الشهداء، و جعل روحک مع أرواح السعداء و أعطاک من جنانه أفسحها منزلا و أفضلها غرفا و رفع ذکرک فی العالمین فی علیین، و حشرک مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا».

یعنی: «من، گواهی می‏دهم که در خیرخواهی امت، نهایت سعی و تلاش خود را به کار گرفتی، و تا آخرین توان خود، برای پیروزی دین الهی، اهتمام ورزیدی، تا این که خداوند متعال، تو را در مقام رفیع شهیدان، بر انگیخت، و روح تو را، با ارواح سعادتمندان پیشگاه خداوند متعال، محشور نمود و خداوند متعال، از میان بهشت‏های خود، عالی‏ترین و شکوهمندترین جایگاهش را به تو عطا فرمود، و نام تو را در بلندترین و با شکوه‏ترین جایگاه‏های جهانیان (در دنیا و آخرت)، بلند کرد، و تو را با پیامبران، صادقان، شهیدان و صالحان که برترین رفیقان هستند، محشور فرمود»!

و بالأخره، حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام، در فراز پایانی، زیارتنامه‏ی جناب قمر بنی‏هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، چنین می‏فرماید:

«أشهد أنک لم تهن و لم تنکل، و أنک مضیت علی بصیرة من أمرک، مقتدیا بالصالحین و متبعا للنبیین».

یعنی: «من، گواهی می‏دهم که تو، در امر دینت، هیچ‏گونه سستی نکردی، و در برابر دشمن، باز نایستادی، و به درستی که تو، با کمال بصیرت و آگاهی، از دنیا رفتی، در حالی که به صالحان، اقتدا نموده، و از پیامبران الهی علیهماالسلام، پیروی کردی».

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در حدیث شریفی، چنین آمده است:

جناب سید الساجدین، زین‏العابدین، حضرت امام علی بن الحسین علیهماالسلام، درباره‏ی جناب قمر بنی‏هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام فرمود:

«رحم الله العباس!

فلقد اثر و أبلی و فدی أخاه بنفسه، حتی قطعت یداه، فأبدل الله - عزوجل - بهما جناحین یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة، کما جعل لجعفر بن أبی‏طالب علیه‏السلام. 

و إن للعباس عندالله - عزوجل - منزلة [لمنزلة خ ل] یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة».

یعنی: «خداوند متعال، رحمت کند، عمویم عباس علیه‏السلام را!

آن حضرت، ایثار کرد، دچار آزمایش و گرفتاری بزرگ گردید، حفظ برادر بزرگوارش را بر حفظ جان خود، مقدم نمود، و جان شیرین خود را فدای برادر بزرگوارش کرد، تا آنجا که دو دست مبارکش، از بدن مطهرش جدا شد!

خداوند متعال، به جای آن دو دست، دو بال در بهشت به آن حضرت می‏دهد، که همچون جعفر طیار علیه‏السلام، با فرشتگان در فضای بهشت، به پرواز درمی آید.

و از برای عمویم عباس علیه‏السلام، در روز قیامت، مقامی آن چنان با شکوه است که همه‏ی شهیدان به آن مقام شامخ، غبطه می‏خورند».

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

جناب سیدالشهداء، حضرت امام حسین علیه‏السلام، در مناسبت‏های گوناگونی، از شأن و مقام والای حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام تجلیل نموده است که ما در این جا، فقط به ذکر یک نمونه از آنها، بسنده می‏کنیم:

در روز نهم ماه محرم سال شصت و یک هجری قمری (روز تاسوعا) سربازان سپاه یزید، از هر سو، به طرف خیمه‏های حضرت امام حسین علیه‏السلام، حمله‏ور شدند، تا اصحاب و اهل بیت آن حضرت را به محاصره‏ی خود در آورند.

در آن هنگام، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، با مشاهده‏ی آن صحنه، شتابان خود را نزد حضرت امام حسین علیه‏السلام رسانیده و خطاب به آن حضرت، عرض کرد: «آنها، به سوی شما می‏آیند»!

حضرت امام حسین علیه‏السلام، نگاهی لبریز از مهر و عطوفت به برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام نموده و فرمود:

«إرکب! بنفسی أنت! یا أخی! حتی تسألهم عما جاءهم».

یعنی: «برادرم! جانم به فدایت سوار بر اسب شو، نزد آنها (سپاه دشمن) برو، و از مقاصد (و علت آمدن) ایشان، آگاه شو»!

آری، عظمت و جلالت حضرت قمر بنی هاشم علیه‏السلام، تا بدان جاست که حجت خداوند متعال بر روی زمین (یعنی حضرت امام حسین علیه‏السلام)، از روی لطف و علاقه، به آن حضرت، «فدایت شوم!» می‏گوید!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در حدیث شریفی آمده است:

در روز قیامت، جناب نبی اکرم، حضرت ختمی مرتبت، محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، به جناب امیرالمؤمنین حضرت امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: «به فاطمه‏ی زهراء علیهاالسلام بگو: در این اوضاع هراس انگیز و وحشت‏زا، برای نجات شیعیان چه داری»؟!

[آن‏گاه، حضرت امام علی علیه‏السلام، پیام نورانی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به حضرت زهراء علیهاالسلام ابلاغ می‏کند].

سپس، حضرت فاطمه‏ی زهراء علیهاالسلام، در پاسخ می‏فرماید:

«یا امیرالمؤمنین!

کفانا لأجل هذا المقام، الیدان المقطوعتان، من ابنی العباس»!

یعنی: «ای امیرمؤمنان!

برای شفاعت و نجات شیعیان، از عذاب جهنم، دو دست بریده‏ی فرزندم عباس علیه‏السلام برای ما، کافی است»!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

بدون شک، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام که از همان کودکی، زورق نشین دریای بی‏کران علم و معرفت بود، همچون ماه تابان، از خورشید ولایت، حضرت امام علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام، نور می‏گرفت، به فراستی عمیق، و درکی شگرف و دقتی چشمگیر، نائل آمد.

در حدیث شریفی، چنین آمده است:

جناب امیرمؤمنان، حضرت امام علی علیه‏السلام، در مورد نبوغ علمی و دانش فراوان فرزند بزرگوارش، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، چنین فرموده است: 

«إنه زق العلم زقا»!

یعنی: «بدون تردید، او در دوران کودکی، علم و دانش را از پستان امامت، چشیده است»!

در روایت مبارکه‏ای، آمده است:

حضرت امیرمؤمنان امام علی علیه‏السلام، درباره‏ی حضرت ابوالفضل علیه‏السلام فرمود: «عباس علیه‏السلام، در پیشگاه خداوند متعال، دارای مقام ارجمندی است! خداوند متعال، به جای دو دست [که در روز عاشورا، فدا کرد،] دو بال به او می‏دهد، و او، با آن دو بال، همچون جعفر طیار، همراه فرشتگان، در فضای بهشت، پرواز می‏کند».

در روایت مبارکه‏ی دیگری آمده است:

در آن هنگام که جناب امیرالمؤمنین، حضرت امام علی علیه‏السلام در بستر شهادت آرمیده بود، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام را نزد خود طلبید.

پس از آن که حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، نزد پدر بزرگوار خود حاضر شد، حضرت امیرمؤمنان علیه‏السلام آن بزرگوار را به سینه‏ی مبارک خود چسبانید و خطاب به آن بزرگوار فرمود:

«ولدی!

و ستقر عینی بک فی یوم القیامة».

یعنی: «فرزندم!

به زودی، چشم من، در روز قیامت، به وسیله‏ی تو، روشن می‏گردد».

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

در ضمن یکی از رؤیاهای صادقانه، - که توسط یکی از علمای بزرگ نقل شده، - چنین آمده است که:

جناب نبی اکرم، حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، خطاب به حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام فرمود:

«أقر الله عینک!

فأنت باب‏الحوائج!

و اشفع لمن شئت»!

یعنی: «خداوند متعال، چشم تو را روشن گرداند!

 


تو، باب‏الحوائج هستی!

و از هر کسی خواستی، شفاعت کن»!

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

از آنجا که حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، بر اثر فداکاری بزرگ، ایثار سترگ و جهاد خالصانه و شجاعانه‏ی خود در راه خداوند متعال، در روز عاشورا، آن هم تحت فرمان جناب سیدالشهداء، حضرت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام، و نیز به دلیل برخورداری از ارزش‏های والای اخلاقی، آن هم در بالاترین درجه‏ی ممکن، دارای مقامی بسیار ارجمند و رفیع و آبرویی مخصوص و منیع گردید، توسل به ذیل عنایت آن حضرت، موجب روا شدن حاجت حاجتمندان و باعث برآورده شدن نیاز نیازمندان است، زیرا پذیرش شفاعت آن حضرت، در درگاه خداوند متعال، یک امر قطعی و تردید ناپذیر است.

در این باره، از قدیم و ندیم، هزاران هزار نفر از ارادتمندان آن حضرت، در اقصی نقاط عالم، با توسل به آن حضرت به خواسته‏های خود رسیده و حاجت روا شده‏اند، از این رو، آن حضرت، در میان ارادتمندان خود عموما، در میان شیعیان خصوصا، ملقب به لقب مبارک «باب‏الحوائج» گردیده‏اند.

لازم به ذکر است که به تجربه‏ی بسیار ثابت شده که نذر کردن بر حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، و مادر بزرگوارش حضرت ام‏البنین علیهاالسلام و توسل به ذیل عنایت آن دو بزرگوار، حاجتمندان را حاجت روا نموده و آنان را به مقصودشان رسانده است.

این نکته نیز جالب توجه است که بعضی از علماء فرموده‏اند:

کلمه‏ی «عباس»، بر اساس حساب حروف ابجد، معادل عدد یکصد و سی و سه (133) است، و اگر کسی پس از نماز روز جمعه به حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام متوسل شده و این ذکر را 133 بار بگوید، با امید به فضل خداوند متعال، به خواسته‏ی خود خواهد رسید:

«یا کاشف الکرب عن وجه الحسین علیه‏السلام!

اکشف کربی، بحق أخیک الحسین علیه‏السلام»!

یعنی: «ای برطرف کننده‏ی اندوه از چهره‏ی امام حسین علیه‏السلام! اندوه مرا برطرف نما، به حق برادرت امام حسین علیه‏السلام»!...

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی





نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

اصولا یکی از ارزشهای والای انسانی و اسلامی، رعایت ادب است، چه رعایت ادب در محضر خداوند متعال، چه در برابر فرامین نورانی الهی، چه در برابر انبیاء عظام الهی علیهم‏السلام، چه در برابر ائمه‏ی هدی علیهم‏السلام چه در برابر همه انسان‏های دیگر، و چه در حالات گوناگون زندگی.

آری، ادب، یکی از مهم‏ترین عوامل و بزرگ‏ترین ارکان شخصیت معنوی و نیز زینت و زیور، برای اخلاق هر انسانی به شمار می‏رود.

در حدیث شریفی از حضرت امام علی علیه‏السلام خطاب به فرزند دلبند خود، حضرت امام حسن مجتبی علیه‏السلام، چنین می‏خوانیم:

«یا بنی! الأدب:

لقاح العقل.

و ذکاء القلب.

و عنوان الفضل».

یعنی: «پسرم! ادب:

1. مایه‏ی بارور شدن خرد.

2. موجب بیداری دل.

3. و سرفصل فضیلت و ارزش است».

ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :


چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : فرود باقری

اگر کسی در سیره و تاریخ زندگانی حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام، اندکی مطالعه نماید، بدون تردید، به این نکته و مطلب مهم، اعتراف خواهد کرد که آن حضرت، دارای همه‏ی صفات لازمه، برای یک انسان الهی وارسته از هوی و دل بسته‏ی به خدا بود، به گونه‏ای که از فضایل فراوان ارزشی در وجود آن‏ حضرت، امور ذیل را به عنوان نمونه، می‏توان نام برد:

1. علم و دانش سرشار.

2. معرفت و بینش فراوان.

3. یقین و باور درونی.

4. اخلاص در حد بسیار بالا و مثال زدنی.

5. صداقت و راستی در گفتار و کردار.

6. تقوا و پرهیزگاری بسیار عالی.

7. زهد و پارسایی نسبت به امور دنیوی.

8. شجاعت و دلاوری فوق العاده.

9. رعایت شدید ادب در برابر خداوند متعال و انبیا و اولیای او علیهم‏السلام.

10. عفت و پاکدامنی از هر گونه آلودگی.

11. جود و بخشش فراوان.

12. کرم و بزرگواری خیلی زیاد.

13. حیا و نجابت قابل ستایش.

14. ایثار و فداکاری بی‏نظیر.

15. وفاداری نسبت به همه‏ی ارزشها.

16. اخلاق حسنه و خوی خوش.

17. عطوفت و مهربانی شگفت انگیز.

18. صلابت و قاطعیت تمام در برابر دشمنان حق.

19. اطاعت و سر سپردگی کامل در برابر فرامین خداوند متعال.

20. زمان شناسی و انجام وظایف خود، در بهترین و مناسب‏ترین زمان لازم.

برگرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس نوشته علی اصغر همدانی






نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : فرود باقری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :